نقد پویانمایی
سلفی با شاهزاده
نقد و بررسی پویانمایی «شاهزاده روم»
نویسنده: علی خانمرادی
منتشر شده در شماره 247 ماهنامه باران
این بار نقدی که می نویسم کمی با نقد های قبلی فرق دارد. در نقدهای گذشته سعی می کردم ضعف ها و قوت را به یک اندازه بررسی کنم اما در مورد «شاهزاده روم» قضیه فرق دارد چرا که غیر از یک مورد کوچک که آن هم به دلیل عجله سازندگان برای رساندن فیلم به جشنواره فجر بوده، عیبی در اثر پیدا نکردم. اما در کفه ی دیگر ترازو هزار نقطه قوت وجود دارد که نمی شود به راحتی از کنار آن گذشت. به همین دلیل بعد از معرفی اثر به نقاط قوت آن می پردازم و در انتها نیز تنها مشکل این اثر ارزشمند و زیبا را مطرح می کنم.
«شاهزاده روم» یک پویانمایی 76 دقیقه ای است که هادی محمدیان نویسنده و کارگردان و 105 همکار جوانش با صرف هزینه 2 میلیارد تومان و در مدت زمان 15 ماه آن را پدید آورده اند که البته به گفته ی خود کارگردان، اصلِ مرحله ساخت و دکوپاژ اثر در دو ماه و نیم پایانی به سرانجام رسید و از این بابت می توان گفت ساخت اثر در مدت زمان بسیار کوتاهی انجام گرفته است.
محمدیان همچنین گفته است که در تهیه و ساخت این اثر هیچ کمک مالی ای از سوی مراکز و ارگان های دولتی به سازندگان صورت نگرفته و تمام هزینه های ساخت اثر به صورت خصوصی تامین شده است.
این پویانمایی به سه زبان عربی، انگلیسی و فارسی دوبله شده و در کشور لبنان(با حضور وزیر فرهنگ) نیز اکران شده که فروش بسیار خوبی هم داشته است. این پویانمایی در کشورهای مختلف نیز اکران می شود و مطمئنا با موفقیت صد در صدی مواجه خواهد شد. «شاهزاده روم» همچنین در جشنواره سی و سوم فجر به نمایش درآمد و دو لوح تقدیر از این جشنواره کسب کرد همچنین تقدیر ویژه نهمین جشنواره فیلم رویش و چهارمین جایزه سینمایی گفتمان انقلاب اسلامی را نیز از آن خود کرد.
حامد جعفری تهیه کننده این پویانمایی است که یک بار پیش از اکران در سینماهای کشور برای رهبر معظم انقلاب و خانواده و نوه های ایشان نمایش داده شده بود و ایشان به سازندگان این اثر تبریک گفته و از تماشای اثر راضی بودند.
خلاصه داستان:
این پویانمایی در مورد زندگی نوه ی قیصر روم است که بانویی پاکدامن و خداجو به نام ملیکا ست. پس از حمله دشمن به کشور روم بانو ملیکا به بغداد می رود و در آنجا به خانه امام حسن عسکری(ع) راه می یابد و به دین اسلام می پیوندد و نیز با امام(ع) ازدواج می کند که حاصل این ازدواج مبارک، پسری است که روزی جهان را پر از عدل و داد خواهد کرد. او کسی نیست جز امام عصر حضرت مهدی(عج).
سومین و بهترین پویانمایی سینمای ایران
بعد از پویانمایی«تهران 1500» و «رستم و سهراب» که در سینماهای ایران اکران شد «شاهزاده روم» سومین پویانمایی ای است که بر پرده سینماها نقش بسته است. «تهران 1500» با وجود میلیاردی خوبی که داشت اما از پس هزینه های بسیار بالای ساختش برنیامد و پروژه ای تقریبا ناموفق بود. البته سازندگان این اثر با شبیه سازی چهره بازیگران معروف سینما مثل مهران مدیری، بهرام رادان و هدیه تهرانی سعی کردند بزرگسالان را به سینما بکشانند؛ اما داستان آبکی و قصه دست و پا شکسته اثر و ساخت و اجرای مبتدیانه پویانمایی، علاقمندان را راضی نکرد.
«رستم و سهراب» هم که قصه ای برگرفته از شاهنامه حکیم فردوسی بود اثر قابل توجهی نبود چرا که تکنیک های کارتونی و انیمیشن سازی در آن با استانداردهای روز دنیا فاصله ی بسیار داشت و قصه هم که از پیش معلوم بود. از نظر فروش هم، نه به اندازه «تهران 1500» اما فروشی منصفانه داشت.
از روز 13 آبان ماه 1394 که اکران «شاهزاده روم» شروع شد سینماهای کشور برای اولین بار شاهد پویانمایی ای بودند که از نظر تکنیک های انیمیشن سازی و اصول حرفه ای قابل رقابت با آثار خارجی است. فاصله «شاهزاده روم» با دو پویانمایی که عرض کردم بسیار زیاد است و به عبارتی اصلا قابل مقایسه نیستند.
در حالی که فیلم بزرگ مجید مجیدی یعنی «محمد رسول الله(ص)» همزمان با این پویانمایی در سینماها پخش می شود بسیاری از روزها فروش «شاهزاده روم» از فیلم «محمد(ص)» هم بیشتر است و این نشان می دهد این پویانمایی زیبا توانسته است با مخاطب خود ارتباط خوبی برقرار کند. برای یک کارگردان از این بالاتر چه چیزی است که مخاطبین با اثر ارتباط برقرار کنند. نکته جالب این است که تماشاگران این پویانمایی فقط کودک و نوجوان نیستند. طی دو باری که برای تماشای این اثر به سینما رفته بودم افراد جوان، بزرگسال و خانواده هایی را دیدم که برای تماشای این پویانمایی به سینما آمده بودند. این در حالی است که بسیاری از مدارس هم دانش آموزان را به سینما می برند تا آنها هم لذت تماشای یک اثر فاخر و ارزشمند را همراه با همکلاسی ها تجربه کنند.
«شاهزاده روم» از نظر کارگردانی بسیار عالی است به طوری که وقتی فیلم شروع می شود و تعقیب و گریز خفاش و پروانه، صحنه های نخست را تشکیل می دهد انگار با اثری خارجی از جنس پویانمایی های دیزنی و پیکسار طرفیم. همین استفاده از پروانه و خفاش به عنوان دو نماد و سمبل در کل اثر، نشان می دهد که کارگردانان جوان ما یاد گرفته اند چطور به اثرشان ارزش هنری تزریق کنند. کادرها و قاب های تصویریکه کارگردان انتخاب کرده بسیار عالی و بی نقص است و شخصیت ها نیز از نظر دیالوگ و حرکت خیلی قابل لمس اند و می شود به راحتی آنها را حس کرد و شناخت. و با آنها ارتباط برقرار کرد.
شخصیت بانو ملیکا که بعدها به نرگس تغییر نام می دهد شخصیت اصلی و در کنار او شخصیت های فرعی جذابی مثل خواستگار رومی، پدربزرگش قیصر کبیر روم، کودک بغدادی و پدرش که معتمد امام حسن عسگری (ع) است همه و همه از هر لحاظ به حرکت رو به جلوی اثر کمک می کنند.
صداگذاری و موسیقی اثر نیز قابل تحسین است. صداپیشگان معروف کشور، صدای شخصیت ها را دوبله کرده اند که خود بر جذابیت کار افزوده است و مخاطب از شنیدن صدای تک تک شان لذت می برد چرا که این صداپیشگان، خود بخشی از بار شخصیت پردازی را به دوش می کشند.
از نظر تاریخی و مذهبی هم کارشناسان امر در کنار تیم سازنده بوده اند تا قصه تاریخی و مذهبی اثر به درستی روایت شود و ماجرا آن طور که در واقعیت اتفاق افتاده با ندکی چاشنی هنری تعریف و روایت شود. دکتر محمود مطهرنیا مشاور مذهبی و دکتر محمد حسین رجبی دوانی مشاور مسائل تاریخی در ساخت این اثر بوده اند که نشان می دهد محمدیان کارگردان جوان این پویانمایی فکر همه جای کار را کرده است.
مکان ها، فضاهای داستانی و موقعیت هایی که در اثر وجود دارد نیز به خوبی و زیبایی طراحی شده است. استفاده از رنگ های جذاب و جزئیات دقیق باعث شده وقتی صحنه را تماشا می کنیم کمبودی حس نکنیم و از تماشای هر صحنه آن لذت ببریم. بنابراین، کار از نظر فضا و رنگ هم دلنشین و قابل قبول است.
در مجموع باید گفت با پویانمایی جذابی سر و کار داریم که یک سر و گردن بالاتر از آثار مشابه داخلی است و فاصله ای با آثار بزرگ و پرهزینه خارجی ندارد. تنها تفاوت آن با آثار دیزنی و پیکسار و دیگر شرکت های بزرگ پویانمایی در پرداخت داستانی فیلمنامه است؛ آنجا که تنها ضعف اثر به چشم می آید.
به اعتقاد بسیاری از منتقدان تنها ضعف این اثر ارجمند و محترم که براستی باید به آن احترام گذاشت همان بحث فیلمنامه است.
به عنوان مثال هر پویانمایی یا فیلم یا داستانی که بخواهد موفق و جذاب باشد می بایست در مسیر حرکت قصه برای مخاطب سوال ایجاد کند و او را نسبت به ادامه ی ماجرا کنجکاو کند؛ بگذریم که با یک داستان تاریخی سروکار داریم که پایانش معلوم است و مثلا مخاطب می داند که بانو ملیکا با خواستگار رومی اش عروسی نمی کند و قرار است با امام حسن عسکزی(ع) ازدواج کند. در اینجا نویسنده می بایست شخصیت منفی و بدجنسی را در مقابل قهرمان قصه قرار می داد و تا پایان فیلم مخاطب را کنجکاو نگه می داشت که متاسفانه در همان سکانس های ابتدایی که دشمن به روم حمله می کند دیگر شخصیت منفی را نمی بینیم (منظورم همان خواستگار رومی است) و معلوم هم نمی شود آخر و عاقبتش چه می شود!
وقتی یک قصه شخصیت منفی نداشته باشد چالش ایجاد نمی شود و همه چیز به خوبی و خوشی ادامه پیدا می کند و مخاطب خیالش راحت است و کم کم خمیازه اش می گیرد. البته اگر منصفانه قضاوت کنم این اثر از آن آثار نبود که کسی جلویش خمیازه بکشد.
ضعف دیگر فیلمنامه دیالوگ نویسی آن بود که چندان جذاب نبود. خارجی ها بخش مهمی از کار و هنرشان در پویانمایی را مدیون دیالوگ ها و گفتگو های بین شخصیت ها هستند. مخصوصا طنز زیبایی که می بایست در گفتگوها رعایت می شد و فضای فیلم را لطیف می کرد متاسفانه کمرنگ بود و کارگردان طنز اثر را در برخورد سربازان خنگ و دست و پا چلفتی رومی با هم و افتادن آنها نشان داده است که به نظرم خیلی جالب نیامد.
با وجود این ضعف ها که همه اش به فیلمنامه برمی گردد و باز هم تاکید می کنم به دلیل عجله بوده، پویانمایی شاهزاده روم به عنوان بهترین پویانمایی تاریخ سینمای ایران تا کنون با فروش میلیاردی اش و با دستان پرتوان جوانان این مرز و بوم ساخته شده و پیام صلح و دوستی میان ادیان الهی را در دنیا منتشر می کند کاری که اگر در گذشته محال و غیرممکن بود حالا به لطف اراده و دانش ایرانی ممکن شده است. حالا می شود با افتخار یک سلفی با «شاهزاده روم» انداخت و به آن مغرور بود.
خانه ی من اینجاست...خانه ی کوچک من...